سكوت،
حرف دلت نیست، خاطرت باشد چـرا، ضـمـیـر تـو بـر عـكس ظاهرت باشد؟ بـگـو بـگـو که بـدانـم، چـه بـر تـو مى گذرد
مخواه ،چشم مـن ایـن گونه ناظرت باشد خموش، هـرچه بمـانى، لـبـت گمان نكنم بـه چـیـره دستى چشمـان ماهرت باشد
چـگـونـه مـدعـى مـرگ نـفـرت…
بیشتر »